وقت ندارم به روز بشم
دوم تیر ساعت ۸ صبح دارم میرم اتاق عمل
اگه زنده موندم سه هفته ی دیگه به روز می شم
اگه هم نموندم حلالم کنین
تو اون ۳-۴ ساعتی که تو اتاق عملم به دعای همه تون نیاز دارم
دوستون دارم![]()
وقتی برگشتم به کامنتاتون جواب میدم![]()
سلام
من یه باغم ، تو بهاری، تو بهشتی
من زمستون
تو هوای اول اردیبهشتی
اردیبهشتو دوس دارم به چند دلیل که هیچکدوم به هم ربط ندارن
یکیش نمایشگاه کتابه
حتما از سالن شبستان راهروی ۲۳،غرفه ی ۲۴
شرکت موج زندگی دیدن کنین
کتابای منم اونجاس
منم بیستم میام
درضمن محل فروش کتاب
شیراز خیابان زند،نرسیده به هتل کوثر،کتابفروشی کتیبه
اما این پست
می خوام چند تا کار سپید بذارم
با تشکر از اقایان حامد داراب و بهزاد بهادری
به خاطر راهنمایی های سازنده شون
گربه
کلکته می بارد
توی خوابهای زمین
بابوی تند ادویه و فلفل
شال های کشمیری
می رقصند
روی دوش دختران دم بخت
تند تند
خط می زند شاعری
سمرقند و بخارا را
توی حافظه ی زمین
می چرخد ایروان ،نخجوان
کابل
بغداد
منفجر می شود مین ها
زیر زمینی که ازبغض ورم کرده
تکه تکه شده
توی خواب های زمین
گربه ای که از پلنگ دلیر تر است .
کار دوم:
رویا
وارفته ای میان رویاهایت
خواب انگشتر و عسل میبینی
حتی فکر نمی کنی به این که فردا
زیر ابرویت را که بردارند....
-چشمت کور بشود
نگاهت را می دزدی
که مثلا شرم داری
از این همه بی پروایی
خیس می شوی
از گریه هایی که نکرده ام
پشت می کنی به آینه
شیشه های پنجره می خندند
توی چشمهات
به سادگی دختری که
فردا تمام می شود
کار سوم:
دفینه
دست بردار از این حفاری بیهوده
که از هر طرف خواندی نقشه را
نقش بر اب شد ارزوهایت
حلقوم این زمین را
هر چه می کاوی
مین بالا می اورد
خون لخته می شود زیر ناخن هات
دفینه نیست
صدای به هم خوردن استخوان و پلاک است
که....
از هر طرف کشیده اند
نقشه را
به معراج نمی رسیم
و در پایان:
چشم هایم را ترجمه کن
برای تمامی لحظه هایی که
دوستت دارم را نمی فهمند
سلامی نو در سالی نو ![]()
با بهترین آرزوها برای همه![]()
یک مشت حرف تازه...به تو فکر می کنم
یک زن که بی اجازه... به تو فکر می کنم
یک مانکن کپک زده از سال شصت و چند
ویترین یک مغازه.......به تو فکر می کنم
من مرده در حوالی، اما ، اگر، ولی
یک گور بی جنازه... به تو...
نه دیگه نمیخوام بهت فکر کنم
☻
حرفاتو باور می کنم
بالاخره کتاب دومم هم چاپ شد

با تشکر مجدد از جناب آقای محمد کاویانی(مدیریت انتشارات شادیاخ)
و آقای محمد رضا عالمی به خاطر طرح جلد بی نظیر
و زحماتی که برای چاپ این دو مجموعه کشیدند.
وتشکر از همه ی دوستانی که با استقبال بی نظیرشون
منو امیدوار کردن
میدونم خوشحال میشین بدونین ،با وجود این که کتاب اول
فقط ۳ ماهه چاپ شده
اما تا الان بیش از ۱۰ تا از ترانه ها آهنگسازی شده
و یا در حال ساخته
واما شعر:
این کار و در اولین جشنواره ی غزل پست مدرن خوندم
![]()
آن زن برای تو فقط یک اتفاق بود
پاییز شاعرانه ی یک کوچه باغ بود
آن مرد در تمام زن عشقید و بعد مرد
آن مرد رف...ت ..مام مرا دست شب سپرد
پاییز یخ زد و به زمستان نمی رسد
من بچه ی بدی ... به دبستان نمی رسد
با دست های خط خطی با مشق خط زده
یک بچه که به بخت خودش هم لگد زده
☻☻
آن مرد رفت بچه ی بد باز گریه کرد
زن در میان هق هق آواز گریه کرد
زن در میان آینه زن در میان باد
زن در میان ناله های ساز گریه کرد
زن در نماز صبح و ظهر و مغرب و عشاء
زن با سه تار و با دف و با جاز گریه کرد
زن
سطر
سطر
سطر
این غمنامه را گریست
پایان...
و زن دوباره از آغاز گریه کرد
اولا تشکر از محبت همه تون و دعای خیرتون
دوما:(فریب چشمامو نخور) اولین مجموعه ترانه هام چاپ شد
به چند دلیل که مهمترینش این بود که هیچکس قصد سرقت ادبی
یا خوندن ترانه ی مجانی نداشت ولی پیش می اومد دیگه
این جوری دیگه پیش نمی آد

سوما:(حرفاتو باور می کنم)دومین مجموعه ترانه هام در حال چاپه
این دو کتاب توسط انتشارات شادیاخ-نیشابور،
وبه همت و ویراستاری جناب آقای محمد کاویانی چاپ شده است
با تشکر ازایشان و جناب اقای عالمی به خاطر طرح جلدهای زیبا
و کمک های بی دریغشون
چهارما :یه ترانه دارم به نام (تولد دوباره)
این ترانه رو مهندس علی بهادری آهنگسازی کرده
و اونو خودش به همراه مهندس بهادر بهادری بسیار زیبا اجرا کردن
در همایش نفس این ترانه به همراه کلیپش از طرف شرکت
موج زندگی
به اهدا کنندگان عضو وخانواده های محترمشون تقدیم شد
(بیست و یکم آذر ماه۸۶-تهران- فرهنگسرای هنر)
کلیپ این ترانه از شبکه سوم سیما پخش شده
این ترانه رو توی این پست میخونین
پنجما:با محصولات علمی-فرهنگی-هنری و روانشناسی
شرکت موج زندگی آشنا شین لینکش در قسمت پیوندهاس
و ششما:به خدا بین مرگ و زندگی فقط به اندازه ی یه نفس فاصله س
اگه تا حالا داوطلب اهداء عضو نشدین ،هنوزم دیر نشده
اخریشم:هر کدوم از عزیزان که در شهر های فیروز آباد و جهرم
متقاضی در یافت مجله ی ایرانشهره حتما با من تماس بگیره
اما ترانه:
تولد دوباره
پرم از یه حس تازه،یه تولد دوباره
انگاری بارونی از عشق روی قلب من می باره
بوی گل گرفته روحم،بوی شبنم بوی پرواز
حس سبزی عاشقونه،مث لالایی و آواز
اگه چشمات بی فروغه،آسمون سیاه و تاره
چشمامو به تو می بخشم واسه دیدن دوباره
بار تنهاییتو بردار،تکیه کن به شونه ی من
پیشکش دل شکستت،حس عاشقو نه ی من
آخرین همنفس من،غنچه ی شکسته ی یاس
نفسام مال تو باشه،سینه مو پر کن از احساس
عاشقونه هامو اما ،به تو می دم مهربونم
زندگی کن عاشقی کن بذا من زنده بمونم
دل عاشقم واسه تو نذار از تپش بیفته
بذا تو رگات بریزه دنیایی حرف نگفته
☻
حالا من یه دنیاشعرم،روی لبهای زمونه
مث یه نهال تازه از نو می زنم جوونه
با چشای تو می بینم،با صدای تو میخندم
با نگاه عاشق تو در به روی غم می بندم
با نفس های تو حالا رنگ زند گی می گیرم
تا همیشه زنده هستم می دونم که نمی میرم
منو می تونی ببینی توی پرواز پرنده
من همیشه با تو هستم روی لبهات مث خنده
از مرگ نمی ترسیدم ،
حتی یه جورایی دوسش داشتم
اما دلیلی برای فکر کردن به اون نمی دیدم.
فقط مواظب بودم حتی خاطر پرنده ای رو آزرده نکنم
دلی رو نشکنم و کاری نکنم که خدا روشو برگردونه
وقتی مرگ رو در یک قدمی خودم دیدم
توی آی-سی-یو به زور یکی از چشمامو با دستم باز کردم
تا یه قیافه ی وحشتناک و غریبه رو بعد از ۳ روز ببینم
فهمیدم که مرگ چقدر نزدیکه و ما نمی فهمیم
این پستو گذاشتم که بگم با دعای خیر شما به خونه برگشتم
گر چه به خاطر سرگیجه مداوم و خونریزی شبکیه چشمم ،
نمی تونم به وبلاگاتون سر بزنم
اما صمیمانه از همه ی کسایی که زحمت کشیدن اومدن
زنگ زدن و کامنت گذاشتن تشکر میکنم
شنبه باید برم ام-ار-ای
بازم التماس دعا دارم
التماس دعا
با سلام
متاسفانه سرکار خانم تاجیکی
بر اثر یک سانحه رانندگی مصدوم
و در حال حاضر بستری هستند.
برای بهبودی کامل و سریع ایشان
دعا کنید
از طرف: مدیریت وبلاگ
